فاطمه جان احمدى
269
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
3 . خوشبينان سادهنگر : اين گروه بحران موجود در جامعه غربى را بحرانى تازه و يا جديد نمىدانند ، بلكه آن را بحران كهنه و مزمنى مىدانند كه نتيجهء علل سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و دينى جامعه غربى است . هماينان معتقدند با رفع اين عوامل مىتوان به بهبودى جامعه غربى اميد داشت . 4 . ژرفنگران مذهبى يا روشنبينان دقيق : اينان كه موسوم به سوروكينيسم هستند ، بر آناند كه بحران امروزى تمدن غرب نهتنها امرى ساده نيست ، بلكه بحرانى است شگرف ، كلى و عمومى و البته بىسابقه كه در همهء امور و شئون تمدن غربى ريشه دوانده و حيات تمدن و فرهنگ غربى را از خود متأثر نموده است . اين بحران در عادات و رسوم و يا برداشتهاى عقايد دينى و مذهبى و حتى در نحوهء تفكر و احساس غربيان متجلى است و همهء فرهنگ و تمدن غربى را به فساد و تباهى كشانده است . اين گروه اصرار دارند كه نبايد علت بحران تمدن و فرهنگ غربى را تنها در تشكّلهاى سياسى و مقررات اقتصادى جستجو كرد ، بلكه مىبايد آن را در اركان فرهنگى و تنزل ارزشهاى اساسى تمدن و همهء تجليات عقلى و عاطفى و عملى مربوط به آن كاويد . از جمعبندى آراى اين متفكران مىتوان نتيجه گرفت كه بحران امروزى تمدن غربى محصول ناديده گرفتن دين ، فراموش كردن معنويت و سستى بنيان اخلاقى جامعه غربى است . علايم اين بحرانِ مضمن در فرهنگ و تمدن غربى ، فساد اقتصادى و سياسى ، رشد فزاينده بىبندوبارى و فساد اخلاقى ، تزلزل بنياد خانواده و غلبه شهوت و غضب و زيادهخواهى بر اركان اجتماعى است . اكنون تمدن غربى چارهاى جز اينها ندارد : 1 . فراگرد اساسى به دين و معنويت . 2 . حاكميت بخشيدن به اخلاق و بزرگداشت كرامت انسانى . 3 . احترام به حقوق فردى و جمعى . 4 . احترام به ملل و اقوام تحت پوشش تمدن غربى و ترك سياست تخطئه . 5 . حفظ مصالح نظم اجتماعى و جهانى و پايبندى به آنها . 6 . برقرارى ارتباط صلحآميز با ساير مردم جهان و احترام به حقوق آنان . 7 . پرهيز از نژادپرستى به عنوان ريشهدارترين مفسده بشرى . 8 . ترك افراطىگرى سياسى - كه منجر به نزاعهاى بىشمار و جنگهاى بىثمر شده - و اتخاذ شيوهء صلح ، مدارا و تفاهم با ساير ملل .